مذهبی.اجتماعی.طنز
سه شنبه 30 مرداد ماه سال 1386
گل صدبرگ

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم

یکشنبه 28 مرداد ماه سال 1386
مدرسه بزرگ دنیا

دنیا به مدرسه بزرگه که مدیرش خداست ما هم شاگردها و دانش‌آموزای این مدرسه هستیم. تو این مدرسه بزرگ همه جور شاگردی پیدا میشه. شاگرد درس خون تنبل و فراری از مدرسه. بعضی شاگردا حواسشون خوب به درس معلما جمعه. معلمایی که دوازده تا هستن و هر کدوم به نوبت به مدرسه دنیا اومدن که به ما درس بدن و اسباب پیشرفت و سعادتمندی ما رو فراهم کنن. بعضی از شاگردا که خوب به درس معلمای خدا گوش دادن تونستن زود مدارج ترقی رو طی کرده بعضی ها به مرحله دیپلم بعضی‌ها به مرحله لیسانس و بعضیها دکترا و یه تعدادی هم تونستن پرفسور بشن و جزو شاگردای ممتاز بشن. اما بعضی ها تا سیکل بیشتر نتونستن درس بخونن بعضی ها تو یه کلاس چندین سال درجا زدن و بعضی ها هم همه‌اش از مدرسه در رفتن و رفتن سراغ سینما و تفریح. شاگرد زرنگا به این شاگرد تنبل ها هی گفتن و هی میگن که بابا فلانی درس نخونی رد میشی ها ولی اون شاگرد تنبله که همه‌اش از درس و مدرسه فراری بود شاگرد زرنگه رو مسخره می کرد و می گفت برو خوش باش کی روز امتحان رو دیده ولی امان از روز امتحان .......

ادامه دارد

یکشنبه 28 مرداد ماه سال 1386
چرا اسم این سایت تعطیلات در بهشت است

 

نمی دونم چی شد که این عنوان به ذهنم رسید (تعطیلات در بهشت) شاید همه ما در زندگی به دنبال آرامش و رسیدن به یک نوع کمال معنوی هستیم. تعطیلات در بهشت عنوانی است که احسای خوبی بهم میده و ذهنم رو خیلی قلقلک میده .

به هر صورت فقط اول کار بگم که خیلی حرف برا گفتن دارم

یاعلی